غزلیات  [صفحه 1]
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی​منتها
ای طایران قدس را عشقت فزوده بال​ها
ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها
ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما
آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
بنشسته​ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای باد بی​آرام ما با گل بگو پیغام ما
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
ای نوش کرده نیش را بی​خویش کن باخویش را
ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
چندان بنالم ناله​ها چندان برآرم رنگ​ها
چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
من دی نگفتم مر تو را کای بی​نظیر خوش لقا
هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان​ها
آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
ای از ورای پرده​ها تاب تو تابستان ما
ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  108  پسین

  Home   Browse   Search pattern   Search