1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
| کرانی ندارد بیابان ماجهان در جهان نقش و صورت گرفتچو در ره ببینی بریده سریاز او پرس از او پرس اسرار ماچه بودی که یک گوش پیدا شدیچه بودی که یک مرغ پران شدیچه گویم چه دانم که این داستانچگونه زنم دم که هر دم به دمچه کبکان و بازان ستان میپرندمیان هوایی که هفتم هواستاز این داستان بگذر از من مپرسصلاح الحق و دین نماید تو را | | قراری ندارد دل و جان ماکدامست از این نقشها آن ماکه غلطان رود سوی میدان ماکز او بشنوی سر پنهان ماحریف زبانهای مرغان مابرو طوق سر سلیمان مافزونست از حد و امکان ماپریشانترست این پریشان مامیان هوای کهستان ماکه بر اوج آنست ایوان ماکه درهم شکستست دستان ماجمال شهنشاه و سلطان ما |