1 2 3 4 5 6 7 8 9
| ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوستدر پرده حجاز بگو خوش ترانهایاز پرده عراق به عشاق تحفه برآغاز کن حسینی زیرا که مایه گفتدر خواب کردهای ز رهاوی مرا کنوناین علم موسقی بر من چون شهادتستای عشق عقل را تو پراکنده گوی کنای باد خوش که از چمن عشق میرسیدر نور یار صورت خوبان همینمود | | وی نای ناله خوش سوزانم آرزوستمن هدهدم صفیر سلیمانم آرزوستچون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوستکان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوستبیدار کن به زنگلهام کانم آرزوستچون مومنم شهادت و ایمانم آرزوستای عشق نکتههای پریشانم آرزوستبر من گذر که بوی گلستانم آرزوستدیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست |