چشم تو خواب می​رود یا که تو ناز می​کنی
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
چشم تو خواب می​رود یا که تو ناز می​کنیچشم ببسته​ای که تا خواب کنی حریف راسلسله​ای گشاده​ای دام ابد نهاده​ایعاشق بی​گناه را بهر ثواب می​کشیگه به مثال ساقیان عقل ز مغز می​بریطبل فراق می​زنی نای عراق می​زنیجان و دل فقیر را خسته دل اسیر راپرده چرخ می​دری جلوه ملک می​کنیعشق منی و عشق را صورت شکل کی بودگنج بلا نهایتی سکه کجاست گنج راغرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چندنی به خدا که از دغل چشم فراز می​کنیچونک بخفت بر زرش دست دراز می​کنیبند کی سخت می​کنی بند کی باز می​کنیبر سر گور کشتگان بانگ نماز می​کنیگه به مثال مطربان نغنغه ساز می​کنیپرده بوسلیک را جفت حجاز می​کنیاز صدقات حسن خود گنج نیاز می​کنیتاج شهان همی​بری ملک ایاز می​کنیاینک به صورتی شدی این به مجاز می​کنیصورت سکه گر کنی آن پی گاز می​کنیدر کنف غنای او ناله آز می​کنی

غزلیات   Home   Browse   Search pattern   Search